
بیشتر صاحبان پیج وقتی اولین اتوماسیون کامنت به دایرکت را میسازند، سراغ «قیمت» میروند. کلمهای است که مخاطب خودش بیهیچ توضیحی زیر پست مینویسد. اما کلمهٔ کلیدی خوب فقط پرتکرار نیست. باید یادآوریاش آسان باشد و با چیزی که مخاطب واقعاً میخواهد بخواند همخوانی داشته باشد.
مشکل از جایی شروع میشود که پست فقط یک محصول ندارد. اگر کسی زیر کاروسلی با پنج مدل بنویسد «قیمت»، شما نمیدانید قیمت کدام مدل را میخواهد. پاسخ کلی یا لیست بلند قیمتها معمولاً مخاطب را گیج میکند و گفتگو همانجا تمام میشود.
«قیمت» کجا خوب جواب میدهد
برای پست تکمحصولی، «قیمت» انتخاب بیدردسری است. مخاطب نیازی به حفظ چیزی ندارد و ابهامی هم پیش نمیآید. همین موضوع در مورد کلماتی مثل «سایز» برای پوشاک یا «رنگ» برای محصولی با تنوع محدود هم صدق میکند.
شرطش این است که کپشن همان کلمه را صریح بگوید. جملهٔ کوتاهی مثل «برای جدول اندازه، سایز را کامنت کنید» بهتر از یک پاراگراف توضیح کار میکند.
کد محصول کجا لازم میشود
در پست چندمحصولی، کد یا شمارهٔ مدل ابهام را برمیدارد. دو راه معمول دارید:
- برای هر محصول یک کلمهٔ جدا تعریف کنید، مثل «مدل۱»، «مدل۲» و «مدل۳».
- یک کلمهٔ عمومی بگذارید و در پیام اول از مخاطب بپرسید کدام مدل را میخواهد.
راه اول سریعتر است، ولی حافظهٔ مخاطب را درگیر میکند. راه دوم یک قدم بیشتر دارد، اما اشتباه را تقریباً صفر میکند. مهمتر از کوتاهی کلمه، رسیدن مخاطب به اطلاعات درست است.
پیش از انتشار چه چیزهایی را امتحان کنید
قبل از اینکه پست را منتشر کنید، چند حالت را خودتان آزمایش کنید:
- عبارت کپشن را کوتاه نگه دارید و فقط یک کلمه را صریح مطرح کنید.
- حالتهای فاصله، نیمفاصله، عدد فارسی و لاتین را امتحان کنید. «مدل۱» و «مدل 1» و «مدل1» برای کاربر یکیاند، اما برای سیستم ممکن است نباشند.
- برخورد کلمه با جملهٔ منفی را بررسی کنید. «قیمت نمیخوام» نباید همیشه همان مسیر خرید را فعال کند.
- برای کلمات نزدیک مثل «ارسال» و «ارسالی»، نتیجهٔ تطبیق را جدا ببینید.
یک مثال از فروشگاه پوشاک
فرض کنید فروشگاهی به نام «پوشینهمد» مانتوی تابستانه میفروشد. در پست تکمدل، کپشن مینویسد «برای دیدن سایزبندی، کلمهٔ سایز را کامنت کنید». مخاطب کامنت میگذارد و جدول اندازه به دایرکتش میرسد. همینجا هیچ ابهامی نیست.
چند هفته بعد همان فروشگاه کاروسلی با سه مدل میگذارد. این بار «قیمت» جواب نمیدهد، چون چند نفر نوشتهاند «قیمت» و بعد در دایرکت پرسیدهاند «کدوم مدل؟». فروشگاه کپشن را عوض میکند: «مدل ۱، ۲ یا ۳ را کامنت کنید». برای کسانی که فقط «قیمت» مینویسند هم پیام اول میپرسد کدام مدل مدنظرشان است. نتیجه این است که مکالمههای نیمهکاره کم میشود و پشتیبان کمتر مجبور است دستی وارد ماجرا شود.
هفتهٔ اول، موارد اجرای اشتباه و درخواستهای تشخیصدادهنشده را یادداشت کنید. هدف، زیاد کردن تعداد کلمات تعریفشده نیست؛ کم کردن درخواستهای معتبرِ بیپاسخ است.
سوالهای رایج
آیا میتوانم چند کلمهٔ کلیدی را برای یک پست فعال کنم؟
بله، بهشرط اینکه معنایشان با هم تداخل نداشته باشد. «قیمت» و «سایز» کنار هم مشکلی ندارند، اما «ارسال» و «ارسالی» میتوانند همدیگر را گیج کنند.
اگر مخاطب کلمه را غلط بنویسد چه میشود؟
بسته به تنظیمات، ممکن است اصلاً تشخیص داده نشود. بهتر است رایجترین املاهای غلط را هم تعریف کنید و برای بقیه یک پاسخ پیشفرض بگذارید که کلمهٔ درست را یادآوری کند.
کد محصول بهتر است یا سؤال انتخابی؟
اگر محصولات کماند و کپشن جا دارد، کد سادهتر است. اگر مدلها زیاد است یا کپشن شلوغ میشود، سؤال انتخابی در پیام اول امنتر است.
جمعبندی
برای پست یکمحصولی «قیمت» یا «سایز» کافی است. برای پست چندمحصولی، کد یا یک سؤال انتخابی لازم است. هر سناریو را قبل از انتشار با چند نوشتار مختلف امتحان کنید و در هفتهٔ اول خطاها را ثبت کنید. همین سناریو را با اطلاعات واقعی کسبوکارتان بسنجید و نتیجه را پیش از انتخاب پلن ببینید.
سناریوی کامنت به دایرکت را ببینید مشاهدهٔ دمو

