CRM اینستاگرام؛ پنج وضعیت برای گم نشدن مشتری

دایرکت که شلوغ می‌شود، مشتری می‌پرسد «موجود دارید؟»، شما جواب می‌دهید و گفتگو همان‌جا می‌ماند. سه روز بعد کسی یادش نیست طرف مقابل منتظر قیمت بود، منتظر موجودی یا فقط داشت نگاه می‌کرد. CRM اینستاگرام برای جلوگیری از همین گم‌شدن‌هاست.

اما CRM فقط وقتی کار می‌کند که برای هر مشتری روشن باشد الان کجای مسیر است و کار بعدی چیست. نام و شماره‌ای که معلوم نباشد چرا ذخیره شده و کی باید پیگیری شود، فقط یک فهرست تماس است.

پنج وضعیت که برای شروع کافی است

لازم نیست مسیر فروش را با ده مرحله پیچیده کنید. پنج وضعیت ساده برای بیشتر کسب‌وکارهای اینستاگرامی کفایت می‌کند:

  • جدید: پیام آمده و هنوز کسی بررسی‌اش نکرده است.
  • نیاز مشخص: معلوم شده مشتری دنبال کدام محصول یا خدمت است.
  • پیشنهاد ارائه شد: قیمت، شرایط یا توضیح مرتبط برایش فرستاده شده است.
  • منتظر اقدام: سؤالی بی‌پاسخ مانده یا زمان پیگیری مشخص شده است.
  • بسته: نتیجه ثبت شده، چه خرید باشد چه دلیل ادامه‌ندادن.

مهم‌تر از اسم وضعیت‌ها این است که همهٔ اپراتورها از آن‌ها یک معنا بفهمند. اگر «پیشنهاد ارائه شد» برای یک نفر یعنی قیمت گفته و برای دیگری یعنی فاکتور فرستاده، آمار شما بی‌معنی می‌شود.

کارت مشتری؛ حداقل اطلاعات لازم

برای هر مشتری شش چیز را ثبت کنید: شناسهٔ قابل اتکا، نیاز، منبع ورود، مسئول، آخرین اقدام و قدم بعدی. بیشتر از این در ابتدا فقط وقت اپراتور را می‌گیرد.

در بستن پرونده هم دقت کنید. «خرید»، «ناموجودی» و «عدم تناسب» سه نتیجهٔ متفاوت‌اند. اگر همه را «نخرید» بنویسید، بعداً نمی‌فهمید مشکل از قیمت بوده، از انبار یا از جذب مخاطب اشتباه.

تغییر وضعیت باید دلیل واقعی داشته باشد

وضعیت را فقط وقتی عوض کنید که اتفاقی افتاده باشد: پیشنهاد فرستاده شده، مشتری جواب داده، پرداخت انجام شده. اگر اپراتور بر اساس حس خودش کارت را جابه‌جا کند، چند هفته بعد هیچ‌کس به ستون‌ها اعتماد نمی‌کند.

اگر ابزارتان همهٔ فیلدها را ندارد، فرایند را با امکانات موجود اجرا کنید و بقیه را موقتاً جای دیگری ثبت کنید. قابلیت موردنیازتان را هم در دمو بسنجید، نه از روی فهرست امکانات.

مثال: فروشگاه کوله‌پشتی «سفرانه»

فرض کنید «سفرانه» روزی حدود چهل دایرکت می‌گیرد. مریم، مسئول پاسخ‌گویی، همه را در یک فهرست نوشته بود، ولی ستون وضعیت نداشت. وقتی بعد از یک ماه فهرست را مرور کردند، صدوبیست نام داشتند و هیچ‌کدام معلوم نبود کجاست.

پنج وضعیت بالا را راه انداختند. اولین یافتهٔ هفتهٔ اول این بود که بیست‌وسه نفر در «منتظر اقدام» مانده‌اند و برای هیچ‌کدام تاریخ پیگیری نیست. هشت نفر از آن‌ها دنبال مدلی بودند که تمام شده بود. مریم دلیل بستن را «ناموجودی» گذاشت و وقتی محصول رسید، فقط همین هشت نفر را پیام داد. سه نفر همان روز خرید کردند. نه تخفیف لازم بود، نه تبلیغ تازه؛ فقط کسی باید می‌دانست چه کسی منتظر چیست.

بازبینی هفتگی

هفته‌ای یک بار فقط یک کار بکنید: کارت‌های بدون قدم بعدی را پیدا کنید. برای هرکدام یا زمان پیگیری بگذارید یا با دلیل ببندید. تعداد زیاد مشتری ذخیره‌شده، بدون پیگیری درست، نشانهٔ فروش بیشتر نیست؛ فقط یعنی انبار بزرگ‌تری از فرصت‌های رهاشده دارید.

سوال‌های رایج

آیا برای فروشگاه کوچک هم پنج وضعیت لازم است؟

بله، حتی با ده مشتری در هفته. مسئله حجم نیست، فراموشی است. وضعیت‌ها همان چیزی هستند که جای حافظه را می‌گیرند.

اگر چند ادمین داریم، چه کسی وضعیت را عوض کند؟

هر کسی که مسئول آن کارت است. برای هر مشتری یک مسئول مشخص کنید و جابه‌جایی را به رویدادی مثل ارسال پیشنهاد یا دریافت پرداخت گره بزنید.

مشتری‌ای که جواب نمی‌دهد را چه کنیم؟

او را در «منتظر اقدام» با یک تاریخ مشخص نگه دارید. اگر بعد از دو یا سه پیگیری باز هم جوابی نبود، با دلیل «بی‌پاسخ» ببندید تا فهرست‌تان شلوغ و گمراه‌کننده نشود.

از یک سناریوی واقعی شروع کنید

همین پنج وضعیت را با اطلاعات واقعی کسب‌وکارتان امتحان کنید و نتیجه را پیش از انتخاب پلن بسنجید. اگر بعد از دو هفته معلوم بود هر مشتری کجاست، مسیر درست است.

مدیریت و پیگیری مشتری را ببینید مشاهدهٔ دمو

مقاله‌های پیشنهادی

صندوق پیام مشترک؛ تقسیم دایرکت بین چند ادمین